|
this is a photo based blog
|

آه پس كه اينطور!

مي دونم نمي تونم گمت كنم تو سلولاي مغزم
من يك ايرانيم با تمام ارتجاعات ذهنم...آه كه اينطور!



خيلي ساده شروع مي كني...
با بي تفاوتي ادامه ميدهي...
ناگهان و براي تحمل اين سبكي دست به اعتراف ميزني...
آهي از اعماق ريه هايت نثار صداقتت ميكني...
كه عادت بسي سبك است...
آنقدر صادقي كه مشعوف و متوهم از بلور صداقتت ،عادت را به گوشه اي ميراني...
بي پروا ميشوي...با حيا ميشوي...خيلي خوب ميشوي...
...و بلور صداقت بسي ترد است و محتاج يك تلنگر...
و آن عادت به عزلت رانده شده...
واي بر تو كه بي خبري از فريبش...
و تكه سنگي كه در گوشه هاي رانده شدگي هميشه يافت شدنيست...براي هجمه ي عادت...
...
...
امروز دلم لرزيد...صداقتم ترك برداشت...



عكس و عنوان از مهتاب



بسيار خوشحالم...
ايمان تمرين مي كنم...